اگر به دیروز صبح باز می گشتم...

به تجربه سپهر جعفری

اگر به دیروز صبح باز می گشتم...

به تجربه سپهر جعفری

۵ مطلب با موضوع «فروردین» ثبت شده است

اگر به دیروز صبح باز می گشتم
کمی سخت تر می گرفتم
شاعرها - اگر باشم -
شاید احساس لطیفی داشته باشند
اما زندگی
جدی تر از جور کردن قافیه هاست

در زندگی
«سختی ها»
پوسته های زمخت درختی هستند
که برگهای لطیف لبخند
و میوه های شیرین شادی
می بخشند.

اگر به دیروز صبح باز می گشتم

دست نحیف آن پیر مرد را

- از سر غرور-

رها نمی گردم

همه ما «ناتوان» هستیم

یکی ناتوان در غلبه بر جاذبه زمین

یکی چون من

ناتوان از غلبه بر جاذبه نفس.

اگر به دیروز صبح باز می گشتم

با خواهرم

- که اشتباه کوچکی کرده بود -

آرام تر سخن می گفتم


سیل ها همیشه دشمنی می کنند

این

«آب های آرام» هستند

که در دل سخت زمین نفوذ می کنند.


اگر به دیروز صبح باز می گشتم

کمی بیشتر می خواندم

و کمی کمتر می خوابیدم


«روشنی»

این روزها

در خطوط خوابیده کتابی است

که بیدار می کنند.


اگر به دیروز صبح باز می گشتم

برای کودکی که با ذوق

کتاب کوچکش را ورق می زد

وقت بیشتری می گذاشتم


کودکان «فرصت های نابی» هستند که هنوز

بوی نور می دهند

آنها چند سالی بیشتر نیست که از خدا

جدا شده اند.