اگر به دیروز صبح باز می گشتم...

به تجربه سپهر جعفری

اگر به دیروز صبح باز می گشتم...

به تجربه سپهر جعفری

اگر به دیروز صبح باز می گشتم
کمی سخت تر می گرفتم
شاعرها - اگر باشم -
شاید احساس لطیفی داشته باشند
اما زندگی
جدی تر از جور کردن قافیه هاست

در زندگی
«سختی ها»
پوسته های زمخت درختی هستند
که برگهای لطیف لبخند
و میوه های شیرین شادی
می بخشند.

سلام. مثل همیشه جالب بود. خوب است. ادامه دهید... فقط قالب وبلاگ پر است از رنگهای خنثی. اگر کمی رنگهای دیگر هم داشته باشد جذابتر میشود.
پاسخ:
سلام همکلاسی عزیز و قدیمی.
نظر لطف شماست.
به چشم.
سلام.حتما ادامه دهید...

جالب و گیرنده است...
سلام
مثل همیشه
اگه خودتم وبلاگت رو معرفی نمیکردی کاملا مشخص بود نویسنده ش کیه
مطالبت پرن
پر از حرفهای نگفته ای که پشت هر واژه قایم شدن
(البته شاید برای من اینطور باشن)
کلا از نوشته و یا داستان و فیلم هایی که قدرت انتخاب رو به خواننده میدن خوشم میاد
راستی توی متنهایی که مینویسی چندتا کاما بذار
موفق باشی
پاسخ:
سلام
مرسی ص عزیز
ممنون از دقت نظر و پیشنهادت
امیدوارم بتونم طرحی رو که تو نظرم دارم پیاده کنم. انشاالله بزودی شاهد ویژگی های خاص تری خواهید بود.
منتظر نظراتتون هستم.
سلام
قالب جالبی هست. یک سردی خاصی به محض ورود به آدم دست میده. سردی بدی نیست!
اینکه خلوته آدم رو بیشتر جذب می کنه.
شاید یه جور حس خنکی ...
خوشحالم از اینکه دغدغه های زندگی هنوز شخص شما رو در وبلاگ نویسی مانع نشده و مثل همیشه خلاق و پیش رونده هستین!
چیزی که دیدم یه جور ساختار شکنی و قالب شکنی هست و این خوبه.
قلم گیرایی دارین. فکر میکنم استفاده از برخی علائم نگارشی به انتقال مفهوم متن به خواننده کمک کنه. البته این نظر من هست.
در هر حال همیشه با پشتکار و موفق باشین :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.